کوچ‌نشین

نوشته‌های عمومی فرشید مقدم سلیمی

کوچ‌نشین

نوشته‌های عمومی فرشید مقدم سلیمی

  • ۰
  • ۰

حمید چیت‌چیان وزیر پیشین نیرو کلید حل بحران برق را گران‌سازی آن می‌داند. این مقاله در توییتر بسیار خوانده شد و برخی دوستان هم پیشنهادش را جدی و منطقی دانستند. اینها انگیزۀ من شد که درکم را از ماجرا در یادداشت کوتاهی بنویسم.

****

بحث آقای وزیر سابق نیرو را اگر در حدود آب و برق و گاز نگه‌داریم، حداقل این استدلال‌ش منطقی به نظر می‌رسد: انرژی در ایران از بیشتر کشورها ارزان‌تر است و این باعث می‌شود صنعت انرژی نتواند خود را بازسازی کند و توسعه دهد و مصرف‌کنندۀ خانگی هم انگیزه‌ای برای صرفه‌جویی ندارد. راه‌حل ایشان گران‌کردنِ قیمت انرژی است یعنی از مردم پول بیشتر بگیرند. حالا چرا پیشنهاد ایشان را نمی‌توانیم قبول کنیم؟ چون در دیدگاه ایشان و نیز اقتصاددان‌های دست‌راستی که در کشور حاکم‌اند است ارزان‌کردن کالاها و خدمات جایی ندارد، همیشه همه چیز را باید گران کرد. برای صرفه‌جویی در مصرف بنزین طرفدار گران کردنِ آن‌اند. برای کنترل مصرفِ آب در کشاورزی قیمت‌گذاری بر آن را پیشنهاد می‌کنند. برای افزایش کیفیتِ آموزشِ عالی پولی‌کردن کاملِ تحصیل را پیشنهاد می‌کنند.

استدلالهایی را که در هر شرایط و با هر دروندادی نتیجه و برونداد ثابت دارد منطقاً نمی‌توان جدی گرفت. اگر ایشان در یک مورد هم طرفدار ارزان‌سازی بودند مثلاً در مورد مسکن یا زمین شهری یا قیمت خودرو در آن صورت مباحث‌شان در طرفداری‌های موردی از گران‌سازی را می‌توانستیم جدی بگیریم. برای روشن‌شدن مثالِ قیمت انرژی را ادامه بدهیم:

چیت‌چیان در مقالۀ خود نشان می‌دهد رشد قیمت انرژی در دو دهۀ گذشته کمتر از تورم بوده است. انرژی در ایران نسبت به کشورهای دیگر بسیار ارزان است. این درست! شهروندان آب و برق را در خانه‌هاشان مصرف می‌کنند. آیا مسکن هم مثل انرژی در ایران ارزان است؟ خیر. تورمِ زمین و مسکن از تورم عمومی بسیار بیشتر است. از سال 1372 تا سال 1392 سطح عمومی قیمتها (تورم) 39 برابر شده است. در همین زمان قیمت مسکن در تهران 76 برابر شده است! سوال: چرا جریاناتی که طرفدارِ گران‌کردنِ انرژی اند از ارزان‌سازی زمین و مسکن حرف نمی‌زنند؟ یک گام جلوتر برویم: آیا دولت و نظام در برابر رشد قیمت مسکن منفعل بوده‌اند؟ بررسی‌های مختلفی نشان می‌دهد دولت و نظام عموماً منفعل نبوده و فعالانه در گران‌سازی مسکن و زمینِ شهری دست دارد. دولت جدای از سرمایه‌داری مستغلاتی نیست.

در ادبیات دولتی‌ها رکود در بخش مسکن یعنی مسکن در حال گران‌شدن نیست و این یعنی شهروندِ غیرِمالک که در تلاش برای خانه‌دارشدنِ است دسترسی‌اش به مسکن ممکن است بیشتر شود. به‌خلافِ تبلیغات رسانه‌ای دولت و صداوسیما که عمدۀ تقصیرِ گرانی مسکن را به گردن بنگاه‌های معاملات ملکی می‌اندازند، تصمیماتِ کلانِ دولت است که عاملِ اصلی گرانی مسکن است. البته بنگاه‌ها هم حداکثر استفاده را از این شرایط می‌برند.

حال بخش بزرگی از مردم که به سختی خانه‌دار می‌شوند و هزینۀ مسکن به‌شدت به آنها فشار وارد می‌کند چگونه می‌توانند مصرف انرژی‌شان را بهینه کنند؟ مصرف بهینۀ گاز به معنی سادۀ تحمل سرما در زمستان نیست، بلکه تغییر تکنولوژی و مصالح ساختمانی و کاربرد عایق‌ها و غیره است که هم هزینه‌بردار است و هم مستلزمِ برنامه‌ریزی و حمایت دولت است. در مورد آب و برق هم خیلی چیزها باید تغییر کند که تغییرشان منوط به تصمیم دولت و تغییر سیاست‌های دولت و نظام است. اما اقتصادخواندۀ دست‌راستی فقط بلد است بگوید گران‌ترش کنید.


نظرات (۳)

  • حمیدرضا عظیمی نیا
  • سلام
    مشکل اینجاست که مسئله نادرست درک کرده اید. کسی طرفدار گران کردن نیست، بلکه بحث برقراری قیمت واقعی است.
    کمینه قیمت واقعی متصور برای آب و برق و... هزینه ی تولید آن هاست که امروز مردم کمتر از آن را پرداخت می کنند. از همین رو انگیزه ای برای تولید این کالا باقی نمی ماند و اگر پول بادآورده نفت کم بیاید، می شود وضعیت امروز که نه بخش خصوصی انگیزه تولید برق دارد، نه دولت پول مفت ساختن نیروگاه ضررده!
    حال دولت سخت تر می تواند در قیمت زمین دخالت کند و در آنجا قیمت تعادلی حاکم است؛ ولی دولت با انگیزه های پوپولیستی اجازه برقراری قیمت تعادلی در آب و برق و گاز و... را نمی دهد. به چه قیمتی؟
    به قیمت تهی شدن منابع آب زیر زمینی، به قیمت برقراری خاموشی، به قیمت اینکه دومین دارنده گاز دنیا توانایی صادرات گاز ندارد و...
    پاسخ:
    سلام. ممنون که مقاله را خواندید. مایل نبودم خیلی مفصل بنویسم که بیشتر خوانده شود و بعد اگر بحثهایی درگرفت در آنها مشارکت کنم.
    دربارۀ گران کردن عرض کنم که قیمت گران یک قیمت خاص نیست بلکه گرانی نسبی است. بنابراین اگر شما فکر میکنید «قیمت واقعی» بالاتر از قیمت کنونی است و میگویید قیمت باید واقعی شود یعنی باید گران شود. به این معنا است که گفته ام نویسندۀ آن مقاله گران کردن قیمتها را پیشنهاد میکند. شما میگویید آن قیمت پیشنهادی عادلانه است چون واقعی است من استدلالم اما چیز دیگری است.
    اینکه تصور کنیم قیمت انرژی با مداخلۀ دولت پایین نگه داشته شده اما قیمت زمین و مسکن را بازار تعیین میکند اشتباه است. نفع دولت اتفاقاً در این است که آنجا که قیمت را کم کرده دائماً در چشم ما بکند اما گرانیها را به گردن بازار بیندازد. به همان دلایل پوپولیستی که اشاره کردید.
    این سمت ماجرا رو نگاه نمی کنید که با وجود تورم سالیانه، قیمت برق در این سالها گران نشده؟؟؟ در اون سمت ماجرا افزایش دستمزد، افزایش مصرف، افزایش قیمت تجهیزات و مواد اولیه  رو داشتیم اما درآمد در طی سالها ثابت بوده. مقاله شما این فکر رو به ذهن ادم میاره که دکمه ای داشتید ( مخالفت فکری با اقتصادخوانده ی دست راستی ) حالا براش کت دوختید ( مقاله حاضر )
    پاسخ:
    «این سمت ماجرا» رو آقای چیت‌چیان به تفصیل توضیح داده بود و من هم خوانده بودم. نوشته ام که اگر مسألۀ انرژی را در خلاً و جدای از مسایل دیگر در نظر بگیرید خیلی از حرفهای آقای چیت‌‍چیان منطقی است. برای همین هم خیلی ها که مقالۀ ایشان را خوانده بودند قانع شده بودند. من استدلالم چیز دیگری بود. میگویم شما دولت هستید و خیلی چیزهای دیگر هم دست‌تان است. نمی‌شود همه چیز را گران کرد. به مردم یعنی طبقۀ دستمزدبگیر فشار می‌آورید فقط. همین.
    حاجی جدا گودرزو وصل کردی به شقایق ها. برادر یارو میگه چرا اب و برق رو یارانه بهش میدن و نمیذارن با هزینه تموم شدش بره جلو شما میگی دولت بیاد قیمت خونه رو کم کنه؟ مگه اصلا قیمت خونه رو دولت تعیین میکنه؟  شما اصن نفهمیدی بحث اقای چیت چیان چی هست. ایشون میگه اصن نظام قیمت گذاری دولتی و دادن سوبسید غلطه. شما میگی دولت چرا قیمت خونه رو کم نمیکنه؟ جیزز واقعا. 
    پاسخ:
    وصل کردن چیزهای ظاهراً نامربوط مثل همون گودرزها و شقایق‌ها گاهی ممکنه چیزهای تازه ای رو به ما نشون بده :-)
    دوستان دیگری که کامنت گذاشته اند هم دربارۀ دخالت دولت در قیمت مسکن با من مخالف بودند گویا. این رو گذاشتم برای شما بنویسم.
    دولت ابزارهای زیادی داره که با آنها در بازار مسکن دخالت میکنه. بخشی از آنها آگاهانه و عمدی است و بخشی غیرعمدی. از بخش غیرعمدی بگم:
    ندانم کاریها، عدم تخصص و فسادها و عوامل دیگه طی دو-سه دهه باعث رکود و ورشکستگی صنایع میشه. سرمایه ها در کشور برای اینکه زنده بمونند میان تو بخش ساختمان و بانکداری. اینها تورم تو ساختمان رو تشدید میکنند. (باید دقت کنیم که خود بانکها هم سرمایه هاشون رو میارن تو بخش مستغلات) توضیح مکانیزمهای این جاش اینجا نیست. ولی اقتصاددانها دراین باره زیاد نوشتند.
    بخش عمدی‌‌ش رو بگم:
    1. بخشی از این سرمایه داری مستغلاتی خود دولته. دولت برای کسب سود ملک میخره. دولت همین الان میلیونها واحد اداری و تجاری و مسکونی در کشور داره (خودشون میگن بسیار بیش از حد نیاز استفاده شون). به این ترتیب دولت تقاضا رو تشدید میکنه و قیمت رو بالا میبره.
    2. عرضۀ زمین شهری کاملاً در انحصار دولته. بخش مهمی از قیمت ملک ناشی از قیمت زمینه. بخشی از درآمد دولت هم از فروش زمینه. بنابراین هر چه زمین گران تر سود دولت بیشتر. دولت عرضه را محدود نگه میداره تا قیمت رشد کنه.
    3. دولت با تغییر قوانین مالیاتی باعث تشدید مالی گری در مسکن شده. جهت اطلاع: در سال 1381 مواد قانونی مالیات بر مسکن خالی و زمین شهری بایر ملغی شده (مراجعه کنید به مواد 3 تا 16 قانون مالیاتهای مستقیم پیش از اصلاح سال 81) . با وجود چنین قوانینی کسانی که چند تا ملک دارند بیشتر راغب میشن که املاکشون را بفروشند یا اجاره بدهند ولی وقتی مالیات نیست ملک را خالی نگه میدارند. الان 2.5 میلیون واحد مسکونی خالی در کشور هست. دولت میتوانسته کاری کنه که اینها بیشتر وارد بازار بشن و عرضه زیادتر بشه و قیمت کمی بیاد پایین.

    اینها مواردی است که الان به ذهنم رسید یا در حد دانش من بود. خلاصه دولت مکانیزمها و ابزارهای زیادی در دست داره برای کنترل قیمت مسکن.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی